تبلیغات اینترنتیclose
دو رکعت اشتیاق ( غزل مقتل دوم )
ورود ممنووووووووووع
این جا هر چی که بخواین هست..
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 اسفند 1394 توسط تپش |

التماس 

وای اگر ماهی به خاکی، سرخ رو افتاده باشد

وای اگر خورشید هم آن جا فرو افتاده باشد

 

قصد داری یک دو رکعت اشتیاق از دل بخوانی

وای اگر دستانت از جای وضو افتاده باشد

 

دوست داری با برادر گفتنی او را ببوسی

وای اگر تبخال از لب تا گلو افتاده باشد

 

دوست داری مثل اکبر لب به لب هایش بمیری

مثل آن لب تشنه ای که پای جو افتاده باشد

 

سر به روی دامنش باشد، بگو، بی چشم باشی

کیف دارد دست هایت پای او افتاده باشد

 

چشم، بهتر که نباشد تا نبیند ظهر داغی

غنچه ی شش ماهه ای از رنگ و بو افتاده باشد

 

آب از دستان حورالعین هم شاید نگیری

وقتی از تو تشنه تر آن روبرو افتاده باشد

 

مرگ آیا نیست بهتر از عذاب این که مردی

پیش دختر بچه ای از آبرو افتاده باشد؟

 

دخترک حالا پشیمان پشیمان... ترس دارم

روی خاک خیمه از داغ عمو افتاده باشد

 

وای اگر دیگر به خیمه با عمو بابا نیاید

وای اگر که خیمه ای بی های و هو افتاده باشد

 

ساقی ما آب می آرد، بگو بی مشک باشد

ساقی ما دست می گیرد، بگو افتاده باشد

 

 

التماس دعاآرام

 

 

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : غزل مقتل,اشعار عاشورایی,اشعار برای حضرت زهرا,اشعار مناسبتی,شعر مناسبتی,

موضوع : | بازدید : 252